![]() |
![]() |
|
| وب نوشته های یک آدم |
|
نیکی کریمی
مهناز افشار
باران کوثری
ابی
محمد اصفحانی
گلشیفته فراهانی
گوگوش
لیلا حاتمی
هومن
کامران
منصور
ماهایا پتروسیان
پوریا پورسرخ
بهرام رادان
رضا صادقی
شادمهر عقیلی
محمد رضا شجریان
هدیه تهرانی |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نهم مهر 1388ساعت 14:30 توسط آرش آقاسی |
|
|
عجیب ترین زندانهای دنیا !
جل الخالق آدم چه چیز ها که در این دنیا نمیبینه
زندان سن پدرو در بولیوی
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نهم مهر 1388ساعت 2:29 توسط آرش آقاسی |
|
|
*بهترین لحظات زندگی از نگاه چارلی چاپلین آنقدر بخندی که دلت دردبگیره از حموم که اومدی بیرون ببینی حو له ات گرمه ! کسانی رو که دوستشون داری رو یادت بیاد که دوستای احمقت چه کارهای |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نهم مهر 1388ساعت 1:44 توسط آرش آقاسی |
|
|
به نام او كه روايتگر است
قصه هاي قد كوتاه براي همه با هر قدی که هستید (گردو ) بساط كنار پياده رو پهن بود ، يك گوني با چند كيلويي گردو مشتري : خدا بهت خير بده اگر گردو هات خوب باشه سر افطار دعات مي كنيم گردو فروش : مطمئن باش . . . . دكتر : آقا بهتون تبريك مي گم دخترتون موفق شد سر طان را به زانو در بياره ... راستي شغل شما چيست ؟ مرد : گردو فروش ( ميوه ) هوراااااا آخ جون چقدر ميوه... اين كار ها رو نكن دخترم الان بر مي گردم ... دينگ دينگ بيا تو مش قاسم خانم اين هم ميوه هايي كه سفارش داده بودين ... ( شانس ) لعنت به اين شانس چقدر گفتم زود تر راه بيافتيم .. مثلاً بلا نسبتمون بعد از سالها مي خواستيم بريم سفر الان هواپيما در هوا و ما دستمان كوتاه لعنت به اين خونسردي تو ... لعنت ... راديو ماشين : متاسفانه بار ديگر هواپيماي توپولف روسي به مقصد آنتاليا به شماره پرواز 87656 سقوط كرد .... عزيزم خونسردي خودت رو حفظ كن !!! ( وفا ) آخه اينجوري كه نميشه تو هر روز صبح بياي اينجا بشيني الان دو سال از اون موضوع گذشته پاشو بريم نه من مطمئنم كه بر مي گرده ... آهان ، ديدي داره مياد كو ؟ اونهاش صندلي بغل راننده نشسته اي كلك مي دونه من لباس يك دست سفيد دوست دارم ، پوشيده ... راستي اون تاج چيه رو سرش ؟ |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نهم مهر 1388ساعت 1:33 توسط آرش آقاسی |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هشتم مهر 1388ساعت 14:28 توسط آرش آقاسی |
|
|
بي پولي
بي پولي براي اولين بار در جشنواره فيلم فجر اكران شد و توانست به سبب رابطه خوبي كه با مخاطب برقرار كرد مورد قبول مخاطب نيز قرار گيرد .تيتراژ آغازين فيلم بسيار ساده و معمولي انتخاب شده است كه احتمالاً نظر مستقيم كارگردان نيز در آن دخيل بوده است در حالي كه خيلي ها تيتراژ آغاز را به مثابه افتتاح فيلم و رونمايي از فيلم ياد مي كنند ... دقايقي از فيلم كه مي گذرد بيننده سعي مي كند كه خود را به جواني نزديك كند كه ظاهر شيك اما اخلاقي تقريباً نا متعارف از لحاظ برخورد اجتماعي با ديگران حتي همسر خود دارد . بازي روان نقش اول مرد ( بهرام رادان ) و استفاده از ديالوگ هاي عادي ارتباط را / هرچند با شخصيت بسته نقش / راحت مي كند . آقاي چيت چي ( بهرام رادان ) از طراحان لباس است / كه مشخص نيست آيا در جامعه به نام هست يا نه ؟ / و در شركت طراحي لباس و مد فعاليت دارد او در دوران كودكي از طبقه ضعيف جامعه بوده است كه با توجه به خلقيات دوران كودكي و نوجواني سري پر از اميد و آرزو براي ايجاد يك زندگي رويايي دارد . ( اتفاقي كه شايد براي او تا حدودي افتاده باشد ) وصلت با همسري كه به نظر داراي خانواده و نزديكاني است كه از لحاظ مادي در شرايط خيلي خوبي قرار دارند آقاي چيت چي را مجبور به ايجاد فشار هاي رواني براي خود مي كند كه هر طور كه شده براي حفظ آبروي خود / طبق گفته خود نقش / دست به هر كاري بزند . و حتي به روي همسر خود هم نياورد كه مثلاً ماشيني كه سوار مي شود ليزينگي است و قسطي خريداري شده ، حضور يك دوست قديمي و غروري كه ناشي از خود بزرگ بيني است باعث مي شود كه آقاي چيت چي قيد همكاري با شركت مد را بزند و تصميم به جدايي بگيرد شايد اين جاست كه سر رشته فيلم به تماشگر داده مي شود . دوست قديمي آقاي چيت چي براي او از موفقيتش از آنطرف آبها مي گويد و ازپيروزي كه پشت همين درمنتظر آنهااست. آقاي چيت چي به دوستش اعتماد مي كند غافل از اينكه اين دوست ( با بازي حبيب رضايي ) هيچگاه نتوانسته حتي چند درصد از آن رويايي باشد كه مي گويد . در نهايت روز هاي سختي انتظار آقاي چيت چي مي كشد. او دچار بحراني به نام بي پولي ميشود اما همواره از بالا به زندگي نگاه مي كند ، او از يكي از دوستانش پول قرض مي گيرد اما توان باز پرداخت آن پول را / به سبب نداشتن شغل و در آمد مناسب / ندارد و حجم زيادي از فيلم براي قرض گرفتن اين پول از ديگران و تسويه حساب با دوست طلبكار مي گذرد . بحران بي پولي براي او روز به روز زياد تر مي شود و او از ترس آبرو حتي اقدام به فروش طلا و يا وسايل غير لازم زندگي نمي كند ، اصرار بيش از حد آقاي چيت چي به حفظ آبرو او را بيشتر در گودال بي پولي گرفتار مي كند و روز ها از پس هم مي گذرند تا گودال تبديل به چاله اي عميق مي شود ... بي پولي ساخته حميد نعمت الله با ديدي دقيق و زاويه اي خاص به معضلي مي پردازد كه در كشور ما هم قديمي است هم جديد . شايد در روزگار گذشته اين معضل وجود داشت اما چندان به چشم نمي آمد . حميد نعمت الله از دريچه دوربين ، چشم و هم چشمي را با دشمن به ظاهر دوست – با جناق – نشان مي دهد... شخصيت ها در فيلم خوب از آب در آمده اند و به نوعي شايد مي شد چشم بسته همه بازيگران را با توجه به نقشي كه دارند انتخاب كرد در هر صورت بي پولي فيلمي است كه مخاطب را هم با يك حركت منطبق و هم با يك حركت موازي تا انتها بيدار نگه مي دارد و خبري از رخوت و سكانس هاي كش دار نيست حضور بازيگري به نام ليلا حاتمي ( كه در چند وقت اخير كم كار بوده است ) به عنوان همسر آقاي چيت چي و بازي قابل قبول و با كمي ارفاق تحسين برانگيز دختر مرحوم علي حاتمي از برگ هاي برنده فيلم بود كه حتي داوران جشنواره را نيز مجاب به اهداي سيمرغ بلورين جشنواره فجر براي اين خانم بازيگر كرد . ليلا حاتمي كه همواره به نوعي تحت لواي نام پدر قرار مي گيرد با بازي در فيلم هايي خاص ( كه شايد با سختي سليقه خود بازيگر باشد ) رو نمايي از چهره جديدي در مورد خود دارد . بازي خوب و شناور او در فيلم آب و آتش و حضور در بي پولي نشان از شناخت ليلا حاتمي از خود و سينماي ايران دارد . در اين گذر نبايد از ساده انگاري نويسنده در برخي از موارد گذشت . براي مثال در قسمتي از فيلم كه اقاي چيت چي به خاطر فشار مالي به آرامي مشغول باز كردن گردن آويز دختر كوچولوي خود است ناگهان آويز را گم مي كند او گمان مي كند كه آويز را دخترك بلعيده است ( كه در اينصورت كودك شروع به گريه مي كند و حتي بلع آن جسم سخت براي كودكي يا بهتر بگوييم نوزادي در آن سن به سادگي نيست ) اما در نهايت آويز در زير تخت نوزاد پيدا مي شود كه احتمالاً بايد از افتادن از ارتفاع يا پرت شدن به زير تخت رسيده باشد نه اينكه هنگامي كه به آرامي از گردن نوزاد آزاد مي شود ، اما در مجموع فيلم نامه تم خاص خود را دارد و حركت يكنواخت با سرعت ثابت به مذاق بيننده خوش مي آيد . لحظه هاي طنزگونه هم تا حدودي در راضي نگه داشتن بيننده موثر است . در صحنه هايي از بي پولي زوج جوان / به غير از صحنه هايي كه تا حدودي از تكنيك اغراق استفاده شده / بييننده هم ذات پنداري انجام مي دهد و خود را جاي شخصيت ها مي گذارد كه اين نيز نشان از ارتباط خوب با فيلم دارد . كارگردان اين فيلم با اين اثر نشان داد كه پتانسيل خوبي براي كار در چنين فضاهايي دارد ، از نگاه خوشبينانه تري بايد گفت كه اين فيلم به لحاظ موضوع جديدي كه داشته مهر ماه را به خوبي آغاز كرده است . در مجموع بي پولي بحران خوبي نيست اما فيلم بدي هم به حساب نمي آيد /
آرش آقاسي |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هشتم مهر 1388ساعت 14:12 توسط آرش آقاسی |
|
|
به نام خالق هستی بخش
خیلی ها سعی می کنن از تکنولوژی فرار کنن اما من جزشون نبودم فقط فرصت نداشتم که یک وبلاگ واسه خودم تو این دنیای بی انتها (اینترنت ) درست کنم حالا طلسم شکسته !!!! من یک ایرانی هستم که شدیداْ ناسیونالیستم بدون هیچ تعارفی جونم و واسه ایرانم می دهم یک پرسپولیسی دو آتیشه هم هستم و حاضرم با هرکی که خواست در مورد فوتبال یا غیر فوتبال بحث کنم ( البته در چارچوب ادب ) این چون اولین مطلب است زیاد مزاحمتون نمی شم !!! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 19:28 توسط آرش آقاسی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
هفته دوم مهر 1388 هفته سوم مرداد 1388 |
|
RSS
|