تبليغاتX
سکسکه

سکسکه

« اندر حکایت جاری شدن حکم سنگسار زناکاران را »

چند وقتی بود که این شوهر محترم بنده رفته بود تو کوک گربه های همسایه !شب و نصفه شب و وقت و بیوقت ، می رفت دم پنجره و در حالیکه به حیاط نگاه می کرد می دیدم که زیر لبی یه چیزایی می گه ...

                                                                       ادامه ی مطلب

**********************

یه داستان تقریبا جدید :

مدت ها بود که می خواستم بدانم زن بودن چه احساسی دارد . ظهرهای داغ و طولانی تابستان کفش های مادرم را پایم می کردم ، ماتیکش را یواشکی به لبهایم می مالیدم  و می رفتم توی مستراح و ساعتها در را به روی خودم می بستم . لباسم را در می آوردم و در حالی که خودم را به گچ فروریخته ی دیوارش می مالیدم هی زیر لب می گفتم : فشارم بده ، فشارم بده ...

                                                 ادامه ی داستان

 

**********************

 

خبرها :

1- به دلیل این که سه دانشجوی دانشگاه امیرکبیر ( مجید توکلی ، احمد قصابان و احسان منصوری ) که سر قضیه ی انتشار مطالب موهن ( همون نشریات جعلی ) دستگیر شده بودن با وجود برائت و تبدیل قرار بازداشتشون به قرار وثیقه ، هنوز در زندان به سر می برن ، 78 نفر از اساتید دانشگاه امیرکبیر در یه نامه ی سرگشاده به رئیس قوه ی قضاییه اعتراضشونو به این مسأله اعلام کردن .

متن نامه رو اینجا بخونین :

2- اینم متن نامه ی سرگشاده ی 300 نفر از دانش آموختگان دانشگاه امیرکبیر به رئیس قوه قضائیه ، در اعتراض به ادامه ی بازداشت دانشجویان این دانشگاه :

متن نامه :

3- این روزا که می دونین خبر رد صلاحیتها تبدیل به بحث داغ روز شده . اما یکی از مواردی که بدجوری باعث تعجب همه شده خبر رد صلاحیت آقای علی اشراقی ، نوه ی آقای خمینی ست ! از قدیم می گفتن چاقو دسته ی خودشو نمی بره ... والا چه عرض کنم !

4- از طرف دیگه آیت الله اسدالله بیات زنجانی در باره ی رد صلاحیتها نامه س سرگشاده ای به آقایان خاتمی ، کروبی و هاشمی نوشته ن که متن اون از این قراره :

متن نامه :

5- اتحاديه اروپا بیانیه ای صادر کرده درباره ی صدور حکم سنگسار برای سه متهم در ايران و در اون از مقام های ايرانی خواسته که حکم سنگسار رو از قوانين حذف کنن . در این بیانیه ، سنگسار ( یا مرگ از طریق سنگ پرونی ) مجازاتی ظالمانه توصیف شده و مشخصا در اون به زهره کبیری نیت ،آذر کبیری نیت و عبدالله فریور ، که اخیرا به سنگسار محکوم شده ن اشاره شده .

مسخره اینجاست که این دو خواهر در مورد اتهامشون به داشتن رابطه ی نامشروع قبلا به شلاق و حبس تعزیری محکوم شده بودن و این احکام هم اجرا شده بود . اما یه قاضی متعهد و وظیفه شناس دوباره برای اونا حکم سنگسار رو اعلام کرده . اون هم در حالی که نادر عباسی ، شوهر زهره کبیری اعلام کرده که از شکایت علیه همسرش پشیمون شده !

شنیدین که می گن : شاه می بخشه اما شاه قلی نمی بخشه ؟؟؟ این هم از اون موارده !

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 3:25  توسط شقایق 

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 4:49  توسط شقایق 

«بیست پیشنهاد برای احراز صلاحیت کاندیداهای مجلس شورای اسلامی »

این روزا هرجا که میری صحبت از رد صلاحیت عده ی زیادی از افرادیه که واسه انتخابات مجلس ثبت نام کردن .بعضی از این آدمای از خدابی خبر عوض این که بدونن کجای کار خودشون می لنگیده دارن هی پشت سر دولت فخیمه صفحه می ذارن و خواسته یا ناخواسته آب به آسیاب دشمن می ریزن .

این بنده ی حقیر برای شمایی که دوست دارین رجل سیاسی باشین و مثل اعضای محترم مجلس های پیشین به مملکت خدمت کنین چندتا پیشنهاد ارائه می دم که بیخود فکرتون درگیر مساله رد یا احراز صلاحیت نباشه و وقتتونو برای غوطه ور شدن در بحر تفکرات مهمتر صرف کنین :...

                                                                    ادامه ی مطلب

آقا این چند وقته چندتا خبر هست که نیاز به هیچ طنزی نداره واسه این که خودش حسابی جوکه :

1- اعضای محترم مجلس شورای اسلامی رفتن میتینگ دادن که الا و بلا این دفعه دیگه اسرائیل باید از صفحه ی روزگار محو شه ! چون این صهیونیستای بی پدر و مادر برق نوار غزه رو قطع کردن و اونوقت یه بچه ی فلسطینی به دلیل قطع برق و نبود امکان جراحی به لقاءالله پیوسته !از اونور کلی آدم بزرگ و بچه تو همین مملکت خودمون به خاطر سرما و گشنگی و گازگرفتگی و ... مردن . انگار نه انگار . البته حق هم دارن چون هرچی باشه خون یه بچه دماغوی فلسطینی از ملت خود ما رنگین تره ! بر منکرش لعنت !

2- ملت غیور و همیشه در صحنه ی ایرن همیشه ی خدا یه چیزی واسه ترکوندن دارن . دو روز قبل بچه های کودکستانی ارومیه رفتن تظاهرات کردن علیه اسرائیل و امریکا واسه قضیه ی غزه و این حرفا . اینم واسه کور کردن چشم اونایی که می گن مردم ایران ایران از سیاست های رژیم جمهوری اسلامی حمایت نمی کنن!فقط خدا کنه باد به گوش اهالی محترم یه جایی نرسونه که از فردا میرن ارومیه بست میشینن برای تظاهرات !

3- در خبرها اومده که دلایل رد صلاحیت نامزدهای انتخابات مجلس به این شرحه :

داشتن پرونده ی قاچاق مواد مخدر،اقدام علیه امنیت ملی، وابستگی به رژیم سلطنتی سابق ، عضویت در گروههای تجزیه طلب ، عناد با ولایت فقیه و اصل نظام و ...

نمی دونم چرا یاد این حکایت عبید افتادم : ( یه بنده خدایی داشته واسه خودش می رفته که یهو یه دیواری شکاف ور می داره و یه آدم پشمالو با ده وجب ریش از اون تو میاد بیرون ! یارو کف می کنه میگه سرکار کی باشن ؟ طرف می گه من شیخ پشم الدین ابوالمحاسن هستم . اون بنده ی خدام می گه : آن را که محاسنش تو باشی ............ گویی که مقابحش چه باشد ! )

***و یک خبر تاسف انگیز :

در پی اظهار نارضایتی دانشجویان دانشگاه تهران به وضعیت نامناسب غذا و نیز انتقادهای آنان از ریاست دانشگاه تهران که به شکلی مسالمت جویانه برگزار شده بود، پلیس ضد شورش وارد کوی دانشگاه شد و دانشجویان را مورد ضرب و شتم قرار داد . می گویند تعداد افراد مجروح در این درگیری بالغ بر شصت نفر است . در این میان، بیست نفر از فعالان دانشجویی نیز بازداشت شده اند و تنی چند از رهبران این تجمع تحت پیگرد می باشند .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 1:4  توسط شقایق  | 

اینم یه شعر  دیگه از خودم :

و یه داستان :

در شهر شایع شده بود باران دختر خواهد بارید . مردان همه سر خورده بودند روی پشت بام ها ، پهن می کردند بالش ها را بر زمین...

                                                                                    ادامه ی داستان

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 4:14  توسط شقایق 

...من از کجا می آیم

که اینچنین به بوی شب آغشته ام ؟

هنوز خاک مزارش تازه ست

مزار آن دو دست سبز جوان را می گویم ...

.............

...شاید حقیقت آن دو دست جوان بود، آن دو دست جوان

که زیر بارش یکریز برف مدفون شد

و سال بعد،وقتی بهار

با آسمان پشت پنجره همخوابه می شود

و در تنش فوران می کنند ساقه های سبز سبکبار

جوانه خواهد داد ای یار،   ای یگانه ترین یار...

                                                    « فروغ فرخزاد - ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد »

چند روز قبل ابراهیم لطف اللهی، دانشجوی کرد، که طی اعتراضات دانشجویی اخیر بازداشت شده بود ،بر اثر شکنجه در شهر سسندج درگذشت . جنازه ی او هم توسط ماموران حکومت به خاک سپرده شد و به خانواده اش تحویل نگردید. مسؤولان ذیربط دلیل مرگ او را خودکشی اعلام کردند .فوت دلخراش او را به خانواده اش و جامعه ی ایران تسلیت می گویم.

روانش شاد ،یادش برقرار باد

مطالبی درباره ی ابراهیم لطف اللهی :

خبرنامه دانشجویان امیرکبیر

مصاحبه با اسماعیل لطف اللهی ، برادر ابراهیم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 1:5  توسط شقایق 

یک پراکسی توپ :

http://kingprox.info

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 1:21  توسط شقایق 

کاندید شدن من نمایندگی مجلس را

خدا بگم چیکار کنه این حس تعهد منو که هرچی می کشم از دست همین صاحاب مرده ست !

دو سه هفته قبل نشسته بودم تو خونه پیاز خرد می کردم که زنگ درو زدن. دم در سه چهارتا از بر و بچه های دانشگاه ایستاده بودن که تا در باز شد عین اجل معلق ریختن سرم. یکیشون سینی پیاز و چاقو رو از دستم کشید ، یکیشون دوید سر جالباسی مانتو روسریمو آورد به زور تنم کرد ، یکیشونم دست کرد از تو کیفش ماتیک درآورد تند تند مالید به لب و لوچه م . منو داری ؟ اینقده شوکه شده بودم که عینهو گاگولا فقط نیگاشون می کردم . بعدم دستمو کشیدن و به زور هلم دادن تو کوچه .

خلن دیگه ! خل بازی عادت همیشگیشونه اما اینجوری ؟؟؟ گفتم : بابا لااقل بگین کجا میخوایم بریم که گفتن تو کاریت نباشه .

همینجوری رسیدیم خونه ی یکی دیگه از بر و بچه ها . پونزده بیست نفر از همکلاسیای سابقم و چندتا از این شاعر ماعرا نشسته بودن که با دیدن من شروع کردن به کف زدن و هورا کشیدن !...

                                                                                           ادامه ی مطلب

*********************************

اینم یه داستان از خودم که شما رو از مشاهده ی نبوغم بی نصیب نذارم :

اندر حکایت چاهی که گاهگاه گیسوی هار شهرزاد می نمود

تاشکل بگیرد اندام پریده ی این چاه ، مرگی عمودی سرم را سنگ می کند . سنگ ... سنگ ...افق سنگریزه و رقص شن . پرده ها که به طوفانی می رقصند . شهرزاد ، رشته ی استخوان به گلو می بندد . سرمه ی خاکستر می کشد . عطر زهر می زند به سیاهی ی گیسوش . خلیفه باز می آید با چشمان سرخش که افتاده در حکایت دلدادگی . نگاه به اندام من می کند تا شکل بگیرد تن این قصه در استخوان و نمانم در متن و خواب بگریزد و زبان بریده ای به دنبالش راه بیفتد در بادیه . رامشگران آواز سر می دهند بالای بستر آماده .پرده ها رها می شوند در طرح موسیقا .

خلیفه تند تر . نفس تند تر . پرده ها تند تر . سرخی ی شن تندتر.

گیسوی آویخته ی شهرزاد بالا آمده از چاه تا طرح روایت کند : ...

                                                                             ادامه ی داستان

*********************************

و یک شعر

*********************************

خبرها :

1- امروز ، شونزدهم ژانویه ، روز آزادی مذاهب تو امریکاست. این که میگن اونجا کافرستانه بیخود نیست که ! وگرنه همه می دونن خدا یکی ، دین اسلام هم یکی . حالا این یانکیای از خدا بی خبر هی برن خودشونو جر بدن . روز قیامت می فهمن که آزادی مذاهب واسه فاطی تنبون نمی شه

2- امروز این همسایه ی خاله زنکمون می گفت بعضی مردم بی تربیت تو استان مازندران به رئیس جمهور گوجه و چیزای بد دیگه پرت کردن .البته اونم به چشم ندیده از خاله خانباجی شنیده . راسته یا نه ، الله اعلم !

3- آقا چهل روزی می شه که این نهادهای حقوق بشر کک افتاده به تنبونشون که این دانشجوهای زندانی رو آزاد کنین .سیستم قضایی هم گفته بفرما اینم آزادی . حالا اگه دانشجوهای یه لا قبا ندارن وثیقه ی خداتومنی شونو بدن مشکل خودشونه نه سیستم قضایی .

4- بوش نه روزه دوره افتاده تو خاور میانه که مشکلات این منطقه رو حل و فصل کنه و خودشم خیلی اظهار رضایت کرده .تصویرشو هم که با ملک عبدالله پادشاه عربستان درحال رقص شمشیر بودو کرکر می خندید لابد تو تلویزیون دیدین. از اونور آقای متکی اعلام کرده که عصبانیت بوش به خاطر شکستش در سفر به خاورمیانه ست . حالا موندیم قسم حضرت عباسو باور کنیم یا دم خروسو.

5- حتما شنیدین که دولت برای گاز رسوندن به خونه ها ، گاز بعضی از تأسیسات مهم صنعتی مثل فولاد مبارکه و ذوب آهن اصفهان رو قطع کرده . به همین دلیل من به نمایندگی از طرف همه تون به هوش و درایت دولت فخیمه درود می فرستم . واقعا که هنر نزد ایرانیان است و بس !

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 22:1  توسط شقایق 

چگونه من مداح اهل بیت شدم ؟

عرض به خدمتتون که چند وقت قبل ، نزدیکیای ظهر که از خرید برگشتم ، دیدم توی کوچه یه صدای غریبی میاد. اولش توجه نکردم فکر کردم همسایه هان. نه این که گاز قطعه ، اینه که مدرسه هام تعطیله و بچه هااز صبح تا بوق سگ عین کنه به ننه ها آویزونن و لابد یکی از اونا واسه این که یه جوری سر بچه شو گرم کنه واسه ش فیلم ترسناک گذاشته ! بچه که نیستن ، اژدهان ! مگه می شه با شگفت انگیزان و شرک سرشونو شیره مالید ؟صدای یه نعره ی بلند که تو کوچه پیچید با خودم گفتم آخه لامصبا مگه ما بچه نبودیم ؟ با دوتا قصه ی کوفتی شیر و پلنگ و ملک جمشید خرمون می کردن می خوابوندمون. ای خدا ذلیلتون کنه . نونتون نبود آبتون نبود فیلم ترسناک دیدن سرظهرتون چی بود؟...

                                                             ادامه مطلب

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 18:10  توسط شقایق 

« اندر فواید قطع شدن گاز »

این چند روزه که گازا قطع شده و هرجا می ری صحبت از سرمای خونه ها و بی گازی و اینجورحرفاست ، بنده هم بنا به اقتضای روزگار از دولت و عملکردش شاکی بودم و هرجا دستم می رسید، از توی تاکسی گرفته تا تو بقالی سر کوچه چارتا لیچار بار باعث و بانی این مکافات می کردم .

تا دیشب مادربزرگم اومد به خوابم و گفت ...

                                                          ادامه ی مطلب

 

********************************

خبرها : ( اکثرا گازیه )

۱- بعد از گذشت یه هفته ، قطع گاز تو شهرای استان گلستان هنوز ادامه داره .مسؤولین محترم اعلام کرده ن که مردم برن بخاری نفتی تهیه کنن . حالا از کجا ؟ معلوم نیست . تازه همینجوریشم صف کلی شلوغه . تازه، نونم گیر نمیاد.

۲- دو-سه روز قبل مردم که از سرما جونشون به لب رسیده بود رفتن دم اداره ی گاز و استانداری سر و صدا کردن . اما کو گوش شنوا؟؟؟

۳- پریروز واسه اینکه بفهمم قطع گاز تا کی ادامه داره زنگ زدم به اداره گاز اما نه روابط عمومی، نه معاونت و نه مدیر حاضر به حرف زدن نشدن . اینجور که تلفنچی می گفت همه دستور دادن تلفنا به هیچ عنوان وصل نشه . واقعا که شاهکار زده ن با این روابط عمومی شون !

***۴- حدود یه ماه از دستگیری آرش پاکزاد می گذره و طبق شنیده ها اون به دلیل شکنجه ی زیاد نمی تونه روی پاش بایسته . خبر اعتصاب غذاشو هم که قبلا زده بودم .

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 1:56  توسط شقایق 

 

hey... you !

اگه دنبال مطالب جدی و شسته رفته ای ...

اگه احساساتت قلنبه شده و پی جایی می گردی که از شمع و گل و پروانه بنویسه ...

اگه تو کف موندی و داری دنبال چاخان پاخان های سکسی وب گردی می کنی ...

اگه مخت تاب برداشته و می خوای عکسای صدتا یه غاز اجنه و ارواح و فضایی ها و آدمایی که با فحش دادن به خدا و پیغمبر شده ن گودزیلا رو دانلود کنی ...

یا اگه صاف و ساده حوصله ت سررفته و می خوای با خوندن جوک های دست اول یه کمی بخندی ،

شرمنده م ، عوضی اومدی

این امامزاده از این مرادها نمی ده !

در غیر اینصورت می تونی بیای تو . ورود برای عموم آزاده حتی افراد زیر هیجده سال .

                                                                                                       یا حق

 

 *****************************************************************************

 

« اندر حکایت ثبت نام کردن ما دانشگاه اوین را »

چند وقت قبل داشتم واسه خودم دل ای دل ای تو خیابون می رفتم که یکی از رفقای سابقمو دیدم . تا رسید بهم گفت : « شنیدی اوین دانشجو قبول می کنه ؟ » و تند تند رفت . مارو داری ؟ موندیم فکری که یعنی چی ؟ اون وقتی که دفترچه ی کنکور کارشناسی ارشد اومد جایی به اسم اوین رشته ی مارو نداشت ! یعنی سرکاریه یا ... ؟

                                                                               ادامه ی مطلب

*****************************************************************************

یک شعر نه چندان جدید

 

 *****************************************************************************

یه نیگا به اینم بندازین بد نیست :

آی ! خانم!در زنبیل شما مقداری از من تحریف شده است !

 *****************************************************************************

خبرها :

 

1- شنیدیم که آرش پاکزاد ، یکی از اعضای فعال جنبش دانشجویی چپ گرا ، برای اعتراض به بازداشت غیر قانونیش چند روزه که دست به اعتصاب غذا زده . براش آرزوی سلامتی و آزادی داریم .

2- جسد دوتا  دختر دانشجو که سه روز قبل با ضربه های متعدد چاقو به طرز بیرحمانه ای به قتل رسیده ن زیر پل گلها (شهر گرگان ) پیدا شده . فعلا از چند و چون این ماجرا خبر بیشتری ندارم، اما به محض کسب اطلاعات بیشتر حتما خبرتون می کنم

3-گفته شده که دو دختر دانشجوی اهل گرگان که تو دانشگاه بابل مشغول تحصیلن ، چند روز قبل با تهدید دو سرنشین یه خودروی سواری ظاهرا مسافرکش به جای خلوتی در بابل کشونده شدن و پول ، طلا ، کتابا و دستنوشته هاشون به سرقت رفت .راننده های خودرو دستگیر شده ن و قرار بوده دیروز این پرونده تو دادگاه بابل بررسی شه. حالا نتیجه ی دادگاه چی بوده الله اعلم !(این روزا انگار سر قاضی های محترم بابل خیلی شلوغه! )

4- گشت ویژه ی دریایی استان گلستان یه ماهیگیر فلک زده رو تو بندرترکمن ناک اوت کرده . خودشون که می گن واسه پیشگیری از قاچاق خاویار . دمش گرم این گشت ویژه هم ترکونده با این پیشگیری هاش .

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 3:3  توسط شقایق