تبليغاتX
seksekeh
وب نوشته های یک آدم

دوران کودکی افراد مشهور

نیکی کریمی


 

دوران کودکی افراد مشهور

مهناز افشار


 

دوران کودکی افراد مشهور

باران کوثری


 

دوران کودکی افراد مشهور

ابی


 

دوران کودکی افراد مشهور

محمد اصفحانی


 

دوران کودکی افراد مشهور

گلشیفته فراهانی


 

دوران کودکی افراد مشهور

گوگوش


 

دوران کودکی افراد مشهور

لیلا حاتمی


 

دوران کودکی افراد مشهور

هومن


 

دوران کودکی افراد مشهور

کامران


 

دوران کودکی افراد مشهور

منصور


 

دوران کودکی افراد مشهور

ماهایا پتروسیان


 

دوران کودکی افراد مشهور

پوریا پورسرخ


 

دوران کودکی افراد مشهور

بهرام رادان


 

دوران کودکی افراد مشهور

رضا صادقی


 

دوران کودکی افراد مشهور

شادمهر عقیلی


 

دوران کودکی افراد مشهور

محمد رضا شجریان


 

دوران کودکی افراد مشهور

هدیه تهرانی

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم مهر 1388ساعت 14:30  توسط آرش آقاسی | 

عجیب ترین زندانهای دنیا !


جل الخالق آدم چه چیز ها که در این دنیا نمیبینه

 

زندان  سن پدرو در بولیوی


زندان سن پدرو بزرگرترین زندان بولیوی است که ظرفیت آن 1500 نفر است.. از بیرون با دیوار های ضخیم و برج های نگهبانی کاملا شبیه به یک زندان است اما وقتی وارد می شوید دیگر خبری از زندان نیست. کودکانی که در حیاط زندان بازی می کنند، رستوران، سلمانی، مغاز های کوچک و حتی  هتل این زندان،   آن  را شبیه به یک شهر کوچک کرد ه است تا زندان. در این زندان از محافظ، مامور ،  میله های زندان و لباس فرم خبری نیست. سلول ها در این زندان اجاره داده می شوند و یا اگر زندانی بخواهد می تواند آن را تا زمان اتمام محکومیت خریداری کند.  تعدادی از زندانیان با کار کردن در مغازه های زندان، رستوران و یا انجام کار های زندان امرار معاش می کنند و تعدادی نیز با ساخت صنایع دستی و فروش آنها خارج از زندان پول در می آورند.  برخی از زندانیان با خانواده های خود زندگی می کنند و فقط همسران و بچه های آنها می توانند برای خرید و یا فروش اجناش از زندان خارج شوند.  همانند یک شهر واقعی  خانه ها- سلول ها-  در قسمت های مختلف زندان قیمت های متفاوتی دارند. به عنوان مثل  سلول های قسمت  Los pinos،  نسبت به دیگر قسمت های زندان اجاره ی بالاتری دارند، بزرگتر  و مجهز به آشپزخانه، سرویس بهداشتی  مجزا هستند . قیمت خرید این سلول ها  بین 1000 تا 15000 دلار است. در قسمت های  محروم این زندان  گاهی دو خانواده مجبورند که در یک سلول با هم  زندگی  کنند.
توریست ها نیز می‌توانند آزادانه از این زندان دیدن و اگر مایل باشند در هتل این زندان اقامت کنند.
 

 


زندان سیبو در فیلیپین


حتی جنایتکارن، قاچاقچیان هم به تفریح و سرگرمی نیاز دارند! در زندان سیبو با 1500 زندانی به تفریح  زندانیان بیش از هر چیز توجه می شود. مسئولین  این زندان برای اینکه فضای زندان را به محیطی شاد و پویا تبدیل کنند اقدام به تشکیل یک گروه رقص موزیکال با استفاده از خود زندانین نموده اند. این گروه در داخل و حتی خارج از زندان برنامه اجرا می کند و طرفدارن خاص خود را دارد.
 

 


زندان 5 ستار ه ی اتریش


نه اشتباه نکنید آنچه مشاهده می کنید  تصویر یک ساختمان اداری  شیک و مدرن نیست بلکه زندان 5  ستاره اتریش است. تا به حال فکر کردید که چرا کشور اتریش بالاترین امار سرقت از منزل را در میان دیگر کشور های جهان دارد- امار سرقت در این کشور 40 درصد بیشتر از آمریکا است- از آنجا که   این زندان 5 ستاره مختص به جرایم سبک است،  سارقان به این امید که در این زندان زندانی شوند دست به دزدی می زنند.

 


زندان کرستی در  روسیه


زندان کرستی که در سن پترزبورگ واقع شده است شلوغ ترین زندان جهان است. ظرفیت این زندان 3000 نفر است اما در حال حاضر حداقل 10 هزار  نفردر آن زندانی هستند. . گفته می شود که در این زندان  فضای اعلام شده برای هر زندانی ۴متر مربع است و هر زندانی به دلیل  ازدیاد جمعیت فقط می تواند  ۱۵ دقیقه در  هفته استحمام کند.

 


زندان سارک در جزیره گورنزی


زندان “سارک” در جزیره گورنزی(بین فرانسه و انگلیس) کوچکترین زندان جهان است. گنجایش این زندان دو نفر بیشتر نیست و درسال ۱۸۵۶ میلادی ساخته شده است. مجرم هایی که به یک روز زندان محکوم می شوند در این زندان زندانی می شوند.



زندان آدکس  در فلورنس


 زندان آدکس در شهر فلورنس در ایالت کولورادو آمریکا با امنیت ترین زندان جهان است که فرار از ان غیر ممکن است. این زندان در سال 1994 تاسیس شده و به دلیل ضریب امنیتی بسیار بالا فقط جنایتکاران خطرناک را در آن نگهداری می‌کنند. در آنجا زندانیان هیچ‌گونه ارتباطی باهم ندارند و تنها 9 ساعت در هفته می توانند از سلول های خود خارج شوند. به دلیل نداشتن پنجره ، زندانیان کاملا از نور خورشید محروم هستند.

 


زندان آرانجوئز در اسپانیا


زندان آرانجوئز  واقع در 40 کیلومتری جنوب شهر مادرید تنها زندان جهان است که مختص به زن و شوهر های خلافکار است. این زندان دارای 36 سلول خانوادگی ، یک مهدکودک و زمین بازی است تا پدر و مادر های خلافکار بچه های خود را نیز در زندان در کنار خود داشته باشند.

 


زندان باستویی


زندان جزیره ی باستویی در نروژ «سبز ترین» زندان جهان است. در این زندان که ضریب امنیتی آن بسیار کم است انرژی مورد نیاز ار طریق صفحات خورشیدی  تامین می شود،  اغلب مواد غذایی مورد نیاز،  در خود زندان تولید می شوند و کاملا طبیعی هستند. زندانیان در این زندان یاد می گیرند که با محیط زیست دوست باشند و از ان محافظت کنند.



زندان سرسو چتومال در مکزیک

زندان سرسو چتومال تنها زندان جهان است که زندانیا ن به جای درگیری و خشونت ، اختلاف خود را در رینگ بوکس و با  انجام دو راند بوکس حل کنند.  غذای خوب، فعالیت های ورزشی و فرهنگی متنوع و سلول های شیک این زندان ، موجب شده تا اغلب زندانیان تمایلی به  ترک آن نداشته باشند.

 



زندان آکلاتراز در کالیفرنیا


 مشهور ترین زندان دنیا " الکاتراز" در خلیج سانفرانسیکو در ایالت کالیفرنیا است.  شهرت این زندان در این است که از امنیت فوق‌العاده‌ای برخوردار بود و در طول 29 سال فعالیت  هیچ‌کس نتوانست از آن فرار کند. تمام کسانی که قصد فرار از این زندان را داشتند دستگیر شده‌اند. دور تا دور این زندان را آب فرا گرفته است. هم اکنون این زندان بسته شده است و به یک تفریگاه تبدیل شده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم مهر 1388ساعت 2:29  توسط آرش آقاسی | 


نظرات چارلی واقعاْ جالبه لحظاتی هست که شاید خیلی عادی به نظر برسه اما واقعاْ لذت بخش است این مطلب رو بخونید تا خودتون پی ببرید 
 

 

*بهترین لحظات زندگی از نگاه چارلی چاپلین


To fall in love
 عاشق شدن

*
 To laugh until it hurts your stomach.

آنقدر بخندی که دلت دردبگیره

 * *

 

 To find mails by the thousands when you return from a
 vacation.
 بعد از اینکه از مسافرت برگشتی ببینی
 هزار تا نامه داری





 To go for a vacation to some pretty place.
 برای مسافرت به یک جای خوشگل بری

* *



 To listen to your favorite song in the radio.
 به آهنگ مورد علاقت از رادیو گوش بدی


 To go to bed and to listen while it rains outside.
 به رختخواب بری و به صدای بارش بارون گوش بدی

 * *

 *

To leave the Shower and find that
 the towel is warm

از حموم که اومدی بیرون ببینی حو له ات گرمه !
 *

* *

*
 To clear your last exam.
 آخرین امتحانت رو پاس کنی

*

*
 To receive a call from someone, you don't see a
 lot, but you want to.
 کسی که معمولا زیاد نمی بینیش ولی دلت
 می خواد ببینیش بهت تلفن کنه
 *

* *

*
 To find money in a pant that you haven't used
 since last year.
 توی شلواری که تو سال گذشته ازش استفاده
 نمی کردی پول پیدا کنی
 *

* *

*
 To laugh at yourself looking at mirror, making
 faces.
 برای خودت تو آینه شکلک در بیاری و
 بهش بخندی !!!
 *

* *

*
 Calls at midnight that last for hours.
 تلفن نیمه شب داشته باشی که ساعتها هم
 طول بکشه
 *

* *

*
 To laugh without a reason.
 بدون دلیل بخندی
 *

* *

*
 To accidentally hear somebody say something good
 about you.
 بطورتصادفی بشنوی که یک نفر داره
 از شما تعریف می کنه
 *

* *

*
 To wake up and realize it is still possible to sleep
 for a couple of hours.
 از خواب پاشی و ببینی که چند ساعت دیگه
هم می تونی بخوابی !

* *

*
 To hear a song that makes you remember a special
 person.
 آهنگی رو گوش کنی که شخص خاصی رو به یاد شما
 می یاره
 *

* *

*
 To be part of a team.
 عضو یک تیم باشی

* *

*
 To watch the sunset from the hill top.
 از بالای تپه به غروب خورشید نگاه کنی

* *

*
 To make new friends.
 دوستای جدید پیدا کنی


* *

*
 To feel butterflies!
 In the stomach every time
 that you see that person.
 وقتی "اونو" میبینی دلت هری
 بریزه پایین !
 *

* *

*
 To pass time with
 your best friends.
 لحظات خوبی رو با دوستانت سپری کنی
 

* *

*
 To see people that you like, feeling happy.

کسانی رو که دوستشون داری رو
خوشحال ببینی

 *

* *

*
 See an old friend again and to feel that the things
 have not changed.
 یه  دوست قدیمی رو دوباره ببینید و
 ببینید که فرقی نکرده
 *

* *

*
 To take an evening walk along the beach.
 عصر که شد کنار ساحل قدم بزنی

* *

* *

*
To have somebody tell you that he/she loves you.
 یکی رو داشته باشی که بدونید دوستت داره

*

 To laugh .......laugh. ........and laugh ......
 remembering stupid
 things done with stupid friends.

یادت بیاد که دوستای احمقت چه کارهای
 احمقانه ای کردند و بخندی
 و بخندی و

 ....... باز هم بخندی

* *

*
 These are the best moments of life....
 اینها بهترین لحظه‌های زندگی هستند

* *

*
 Let us learn to cherish them.
 قدرشون روبدونیم** *

* *

*
 "Life is not a problem to be solved, but a gift to be enjoyed"
 زندگی یک
 مشکل نیست که باید حلش کرد بلکه یک
هدیه است که باید ازش لذت برد*



************* ****
وقتي زندگي 100 دليل براي گريه كردن
به تو نشان ميده تو 1000 دليل
براي
خنديدن به اون نشون بده.
 (چارلي چاپلين)

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم مهر 1388ساعت 1:44  توسط آرش آقاسی | 
به نام او كه روايتگر است

قصه هاي قد كوتاه براي همه با هر قدی که هستید



     (گردو )

بساط كنار پياده رو پهن بود ، يك گوني با چند كيلويي گردو
مشتري : خدا بهت خير بده اگر گردو هات خوب باشه سر افطار دعات مي كنيم
گردو فروش : مطمئن باش
.
.
.
.
دكتر : آقا بهتون تبريك مي گم دخترتون موفق شد سر طان را به زانو در
بياره ... راستي شغل شما چيست ؟
مرد : گردو فروش



           ( ميوه )
هوراااااا آخ جون چقدر ميوه...
اين كار ها رو نكن دخترم الان بر مي گردم ...
دينگ دينگ
بيا تو مش قاسم
خانم اين هم ميوه هايي كه سفارش داده بودين ...


                  ( شانس )
لعنت به اين شانس چقدر گفتم زود تر راه بيافتيم .. مثلاً بلا نسبتمون بعد
از سالها مي خواستيم بريم سفر الان هواپيما در هوا و ما دستمان كوتاه
لعنت به اين خونسردي تو ... لعنت ...
راديو ماشين : متاسفانه بار ديگر هواپيماي توپولف روسي به مقصد آنتاليا
به شماره پرواز 87656  سقوط كرد ....
عزيزم خونسردي خودت رو حفظ كن !!!


             ( وفا )
آخه اينجوري كه نميشه تو هر روز صبح بياي اينجا بشيني الان دو سال از اون
موضوع گذشته پاشو بريم
نه من مطمئنم كه بر مي گرده ... آهان ، ديدي داره مياد
كو ؟
اونهاش صندلي بغل راننده نشسته  اي كلك مي دونه من لباس يك دست سفيد دوست
دارم ، پوشيده ... راستي اون تاج چيه رو سرش ؟
+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم مهر 1388ساعت 1:33  توسط آرش آقاسی | 
من خودم هم از این اتفاق بی خبر بودم واقعاً این هم در نوع خودش جالب است





















 
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم مهر 1388ساعت 14:28  توسط آرش آقاسی | 

بي پولي

 

بي پولي براي اولين بار در جشنواره فيلم فجر اكران شد و توانست به سبب رابطه خوبي كه با مخاطب برقرار كرد مورد قبول مخاطب نيز قرار گيرد .تيتراژ آغازين فيلم بسيار ساده و معمولي انتخاب شده است كه احتمالاً نظر مستقيم كارگردان نيز در آن دخيل بوده است در حالي كه  خيلي ها تيتراژ آغاز را به مثابه افتتاح فيلم و رونمايي از فيلم ياد مي كنند ... دقايقي از فيلم كه مي گذرد بيننده سعي مي كند كه خود را به جواني نزديك كند كه ظاهر شيك اما اخلاقي تقريباً نا متعارف از لحاظ برخورد اجتماعي با ديگران حتي همسر خود دارد . بازي روان نقش اول مرد ( بهرام رادان ) و استفاده از ديالوگ هاي عادي ارتباط را / هرچند با شخصيت بسته نقش / راحت مي كند . آقاي چيت چي ( بهرام رادان ) از طراحان لباس است / كه مشخص نيست آيا در جامعه به نام هست يا نه ؟ / و در شركت طراحي لباس و مد فعاليت دارد او در دوران كودكي از طبقه ضعيف جامعه بوده است كه با توجه به خلقيات دوران كودكي و نوجواني سري پر از اميد و آرزو براي ايجاد يك زندگي رويايي دارد . (  اتفاقي كه شايد براي او تا حدودي افتاده باشد ) وصلت با همسري كه به نظر داراي خانواده و نزديكاني است كه از لحاظ مادي در شرايط خيلي خوبي قرار دارند آقاي چيت چي را مجبور به ايجاد فشار هاي رواني براي خود مي كند كه هر طور كه شده براي حفظ آبروي خود / طبق گفته خود نقش / دست به هر كاري بزند . و حتي به روي همسر خود هم نياورد كه مثلاً ماشيني كه سوار مي شود ليزينگي است و قسطي خريداري شده ، حضور يك دوست قديمي و غروري كه ناشي از خود بزرگ بيني است باعث مي شود كه آقاي چيت چي قيد همكاري با شركت مد را بزند و تصميم به جدايي بگيرد شايد اين جاست كه سر رشته فيلم به تماشگر داده مي شود . دوست قديمي آقاي چيت چي براي او از موفقيتش از آنطرف آبها مي گويد و ازپيروزي  كه پشت همين درمنتظر آنهااست. آقاي چيت چي به دوستش اعتماد مي كند  غافل از اينكه اين دوست  ( با بازي حبيب رضايي ) هيچگاه نتوانسته حتي چند درصد از آن رويايي باشد كه مي گويد . در نهايت روز هاي سختي انتظار آقاي چيت چي مي كشد.

 او دچار بحراني به نام بي پولي ميشود اما همواره از بالا به زندگي نگاه مي كند ، او از يكي از دوستانش پول قرض     مي گيرد اما توان باز پرداخت آن پول را / به سبب نداشتن شغل و در آمد مناسب / ندارد و حجم زيادي از فيلم براي قرض گرفتن اين پول از ديگران  و تسويه حساب با دوست طلبكار مي گذرد .

بحران بي پولي براي او روز به روز زياد تر مي شود و او از ترس آبرو حتي اقدام به فروش طلا و يا وسايل غير لازم زندگي نمي كند ، اصرار بيش از حد آقاي چيت چي به حفظ آبرو او را بيشتر در گودال  بي پولي گرفتار مي كند و روز ها از پس هم مي گذرند تا گودال تبديل به چاله اي  عميق مي شود  ...

بي پولي ساخته حميد نعمت الله با ديدي دقيق و زاويه اي خاص به معضلي مي پردازد كه در كشور ما هم قديمي است هم جديد . شايد در روزگار گذشته اين معضل وجود داشت اما چندان به چشم نمي آمد . حميد نعمت الله از دريچه دوربين ، چشم و هم چشمي را با دشمن به ظاهر دوست – با جناق – نشان مي دهد...

 شخصيت ها در فيلم خوب از آب در آمده اند و به نوعي شايد مي شد چشم بسته همه بازيگران را با توجه به نقشي كه دارند انتخاب كرد  در هر صورت بي پولي فيلمي است كه مخاطب را هم با يك حركت منطبق و هم با يك حركت موازي تا انتها بيدار نگه مي دارد و خبري از رخوت و سكانس هاي كش دار نيست حضور بازيگري به نام ليلا حاتمي ( كه در چند وقت اخير كم كار بوده است ) به عنوان همسر آقاي چيت چي و بازي قابل قبول و با كمي ارفاق تحسين برانگيز دختر مرحوم علي حاتمي از برگ هاي برنده فيلم بود كه حتي داوران جشنواره را نيز مجاب به اهداي سيمرغ بلورين جشنواره فجر براي اين خانم بازيگر كرد .

ليلا حاتمي كه همواره به نوعي تحت لواي نام پدر قرار مي گيرد با بازي در فيلم هايي خاص ( كه شايد با سختي سليقه خود بازيگر باشد ) رو نمايي از چهره جديدي در مورد خود دارد . بازي خوب و شناور او در فيلم آب و آتش و حضور در بي پولي نشان از شناخت ليلا حاتمي از خود و سينماي ايران دارد . در اين گذر نبايد از ساده انگاري نويسنده در برخي از موارد گذشت . براي مثال در قسمتي از فيلم كه اقاي چيت چي به خاطر فشار مالي به آرامي مشغول باز كردن گردن آويز دختر كوچولوي خود است ناگهان آويز را گم مي كند او گمان مي كند كه آويز را دخترك بلعيده است ( كه در اينصورت كودك شروع به گريه مي كند و حتي بلع آن جسم سخت براي كودكي يا بهتر بگوييم نوزادي در آن سن به سادگي نيست ) اما در نهايت آويز در زير تخت نوزاد پيدا مي شود كه احتمالاً بايد از افتادن از ارتفاع يا پرت شدن به زير تخت رسيده باشد نه اينكه هنگامي كه به آرامي از گردن نوزاد آزاد مي شود ، اما در مجموع فيلم نامه تم خاص خود را دارد و حركت يكنواخت با سرعت ثابت به مذاق بيننده خوش مي آيد . لحظه هاي طنزگونه هم تا حدودي در راضي نگه داشتن بيننده موثر است . در صحنه هايي از بي پولي زوج جوان / به غير از صحنه هايي كه تا حدودي از تكنيك اغراق استفاده شده / بييننده هم ذات پنداري انجام مي دهد و خود را جاي شخصيت ها مي گذارد كه اين نيز نشان از ارتباط خوب با فيلم دارد . كارگردان اين فيلم با اين اثر نشان داد كه پتانسيل خوبي براي كار در چنين فضاهايي دارد ، از نگاه خوشبينانه تري بايد گفت كه اين فيلم به لحاظ موضوع جديدي كه داشته مهر ماه را به خوبي آغاز كرده است . در مجموع بي پولي بحران خوبي نيست اما فيلم بدي هم به حساب نمي آيد /

 

                                                                                                                                           آرش  آقاسي

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم مهر 1388ساعت 14:12  توسط آرش آقاسی | 
به نام خالق هستی بخش

خیلی ها سعی می کنن از تکنولوژی فرار کنن اما من جزشون نبودم فقط فرصت نداشتم که یک وبلاگ واسه خودم تو این دنیای بی انتها  (اینترنت ) درست کنم حالا طلسم شکسته !!!! من یک ایرانی هستم که شدیداْ ناسیونالیستم بدون هیچ تعارفی جونم و واسه ایرانم می دهم یک پرسپولیسی دو آتیشه هم هستم و حاضرم با هرکی که خواست در مورد فوتبال یا غیر فوتبال بحث کنم ( البته در چارچوب ادب ) این چون اولین مطلب است زیاد مزاحمتون نمی شم !!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 19:28  توسط آرش آقاسی |